بررسی چگونگی پیدایش شیعه گری (رافضیون) دراسلام....... بخش اول جستارسوم.
درنوشتارپیش اشاره ای کردیم به اینکه پس ازمرگ حسن بن علی برادرکوچکش حسین که تشنه قدرت و خواهان تداوم خلافت درخاندان علی بود باخانواده ولشگری درحدود دوهزارنفرعزم شهر کوفه رانمود تا با پشتیبانی مردم آنجا شانس خودرا جهت رسیدن به قدرت خلیفه گری آزمایش نماید.
چون فرستادگان حسین برای گرد آوری سلاح ولشگردرکوفه اسیرشدند لذا یزیدابن معاویه ازاین امرآگاه گردید ولشگریان فراوانی را به پیشواز حسین فرستاده و اورا درمحاصره نظامی قرارداد.
حسین با دیدن این لشگریان یزید قصدبازگشت نمود ولی یزید تنها دوشرط را درمقابل حسین قرار داد یا بیعت با معاویه و یا جنگ وچنین شد که حسین با عدم پذیرش بیعت با معاویه ناخواسته دربرابر اوقرارگرفت .
لشگریان حسین نیز اورا به صلح با معاویه تشویق نمودند وچون او نپذیرفت لذا آنها نیز ازپشتیبانی او سرباززده و آنجا راترک نمودند وحسین مانذ واعضای نزدیک خانواده او که به نبرد ادامه داد و دراین راستا تمامی مردان همراهش کشته شدند....
آیه 195 سوره شوری::: .... وبادستهای خود سبب هلاک خویش نشوید.
آیه 30 سوره دهر.:::.......وشما نمی خواهید جز آنکه الله بخواهد.
حال با توجه به دوسوره بالا سئوال اینست که آیا مرگ حسین درراه خلافت خواست الله بوده است؟
واگرنه چگونه حسین بدون رعایت و درنظرگرفته آیه 195 سوره شوری بادست واراده خود سبب هلاکت خود وخانواده اش رافراهم نموده است؟؟؟
دیگزاینکه اگرطبق تئوریهای ملاهای شیعه گری امامها به تمامی زبانهای روی زمین سخن می گویند! وپشت سرشان را مانند جلوی رویشان می بینند واز تمامی اسرار ورموز وپیش آمدهای آینده آگاهند!!!!!!!!
چگونه حسین بن علی از لو ودستگیری وکشته شدن فرستاده گانش به کوفه آگاه نشده وبه امید موفقیت آنها تا کربلا پیش رفته است؟؟؟
یکی دیگرازدروغ های بزرگ و بی مایه ملاهای شیعه گری داستان شهربانو دختریزدگرد سوم است!
ملاهای بی سواد وشیاد شیعه گری دریک داستان ساختگی و دروغ آورده اندکه:::: جسین بن علی به توصیه پدرش با خانمی بنام شهربانو دختریزدگردسوم!! ازدواج نموده است که ثمره آن پسریست بنام زین العابدین!
وبدین وسیله این شیادان باساختن این افسانه دروغین و خنده دار می خواهند به زور بگونه ای جعلی بین خانواده علی بن ابی طالب ومردم ایران یک پیوند احساسی ایجاد نموده و تازیان را به ایرانیان متصل نمایند!
کلینی این ملای دروغ پرداز درکتاب اصول کافی می نویسد:: علی بن حسین درسال 38 هجری زایش یافت ودرسال 95 درگذشت او 57 سال عمرنمود مادرش سلامه دختریزدگرد سوم پسرشهریار پسر شیرویه پسرخسرو پرویزاست ویزدگرد آخرین سلطان فارسی است!
درنوشتارهای تاریخ ایرانیان درهیچ کجا بدین نتکه اشاره نیزنرفته است که یزدگرد سوم دارای دختری بنام شهربانو بوده است ودرتاریخ اسلام نیزدرهیچ منبعی نسبت به ازدواج حسین بن علی با خانمی بنام شهربانو سخنی به میان نیامده است.......
علی شریعتی درکتاب تشیع علوی وتشیع صفوی ضمن رد داستان مجلسی مبنی بر گفتگو بین علی بن ابی طالب و شهربانوی پارسی را رویدار دروغین وچندش آوری می خواند چون نه علی بازبان پهلوی ساسانی آشنایی داشته و نه شهربانوی فرضی بازبان تازی!!!
ودرآخراین داستان خنده دار بنابر نوشته تاریخ حسین بن علی در سال چهارم قمری زایش یافته ودر سال شصت قمری کشته شده است وبنابراین 56 سال عمرکرده است و جنگ قادسیه نیز درسال شصت ویک هجری روی داده و لذا باتوجه به تاریخ زایش زین العابدین (فرزند حسین) درسال سی وهشت قمری اگر اینها راکنارهم قراردهیم حسین بن علی بایستی درسن دوازده سالگی!! با شهربانو ازدواج کرده باشد!!!!
که درهیچیک ازمنابع تاریخ اسلام به این ازدواج زود هنگام اشاره ای نرفته است.
بنابراین این دروغ ملا ساخت هم همانند داستان غدیرخم و زایش مادر مهدی موعود داستانی است تخیلی که توسط ملاهای شیعه باناشی گری ساخته شده و فاقد هرگونه اعتبار تاریخی می باشد.
ایران خواستگاه وزایش گاه شیعه گری اززمان شاه اسماعیل صفوی بدین سو می باشد
درگفتار آتی به چگونگی پیدایش ورشد شیعه گری درایران خواهم پرداخت
تا آن زمان سبز باشید................. سبز وآفتابی......................... سپنتا
زندگی و سرانجام حسین بن علی فرزندعلی بن ابی طالب خلیفه چهارم مسلمین.......... جستار دوم
دربخش پیش خواندیم که پس ازمرگ حسن بن علی برادرش حسین که همیشه دررویای رسیدن به خلافت مسلمین بود از عهد شکنی معاویه درپیمان خود با حسن بن علی وهم چنین نارضایتی مردم کوفه ازخلافت معاویه سود جست و درسودای رسیدن به خلافت خانواده ولشکریانی اندک عزم سفر به کوفه رانمود تا بتواند باپشتیبانی مردم کوفه برای رسیدن به خلافت رودرروی معاویه بایستد.
حسین بن علی قبل ازسفر به کوفه ضمن نامه نگاری با ریش سفیدان و معتمدین کوفه از آنها خواست تا ازاو پشتیبانی نمایند ودراین راه قبل ازعزیمت مسلم بن عقیل را راهی کوفه نمود تا ضمن تشویق مردم کوفه آنها را دراین امر سازماندهی نماید دراین زمان حکمران کوفه نعمان بن بشیر بود ومسلم ضمن نزدیکی بااو اورابه پشتیبانی ازحسین فراخواند دراین زمان معاویه بوسیله جاسوسانش ازاین نقشه ها باخبرگردید و لذا نعمان رااز حکمرانی برکنار وعبدالله بن زیاد را به جانشینی او منصوب نمود .
ابن زیاد بازیرنظرگرفتن مسلم از نیات او باخبرگشته ولذا دستور دستگیری و قتل اوراصادر نمود و بامرگ مسلم تمامی نقشه های حسین برهم ریخت وبادستگیری تعدادی بیشتری ازطرفداران خانواده علی درکوفه حسین پشتیبانان خودرا ازدست داد.........
حسین بن علی که ازاین رخدادها ی ناامید کننده بی خبربود وهم چنان فکرمی کرد که مردم کوفه به پیشواز او خواهند آمد... حسین درراه کوفه درمحلی بنام تنعیم به یکی ازکاروانهای حامل کالا برای معاویه حمله نمود واموال وشترهایشان را به تصرف خود درآورد....! (سرقت وگردنه بندی فرزند علی برای جهاد!!)
هنگامیکه حسین بن علی وهمراهانش به ثعلبیه رسیدند از رخدادهای کوفه آگاه شدند و حسین باآگاه شدن از افشای نقشه هایش تصمیم به بازگشت به مدینه راگرفت ولی تنی چند ااطرافیانش ازجمله برادران مسلم بااو مخالفت نموده و اورا تشویق به جنگ وانتقام گیری ازمعاویه نمودد وقتی حسین کمی جلوتررفت ناگهان بایک لشگرسواره نظام کوفی روبروشد و این واقعه برعزم حسین مبنی بربازگشت به مدینه افزون نمود ولی با ورود عمربن سعد با چهار هزار نفر لشگرکوفی به صحنه حسین بن علی کاملا درمحاصره نیروهای معاویه قرارگرفت...
دراین زمان عمربن سعد شخصی را جهت گفتگو به نزد حسین فرستادتا ازتصمیم ونیات حسین باخبرگردد وحسین بن علی چون هیچ گونه قدرت رویاریی درخود نمی یافت ولذا برای رفع محاصره از عمربن زیاد خواست که به او فرصت دهد تا یا به حجاز بازگردد ویا به شام نزد یزید برود وبااوگفتگوکند ویا به اواجازه داده شود به سرزمین دیگری هجرت نماید......... ( حسین چون قدرت رودررویی با لشگریان کوفه رانداشت لذا می خواست بنوعی ازصحنه محاصره بگریزد) ... ولی وقتی عمربن سعد پیشنهادات حسین را به ابن زیاد رسانید ایشان که این فرصت درتنگنا قرارگرفتن حسین رافرصت مناسبی تشخیص داد درجواب حسین بن علی گفت:: حسین بن علی یاباید بایزید ابن معاویه بیعت نماید و یا آماده جنگ ورئدررویی باشد>.... !
صالحی نجف آبادی ملای شیعه گری درکتاب خود شهید جاوید می نویسد:: حسین بن علی وقتی درمحاصره قرارداشت دست کم پنج بار تقاضا کرد که راه رابراوبگشایند تا او وخانواده اش بتواندبه محل سکونت خود بازگردد...!
درکنار همه این واقعیات که برخلاف روضه خوانی های ملاهای شیعه گری درباره حسین بن علی است بایستی یک ماجرای عشقی و رقابت حسین بن علی با یزید بن معاویه را نیزازنظر دورنداشت زیرا که ملاهای شیعه سعی برپنهان کردن این ماجرا دارند وآن اینکه یزید بن معاویه وحسین بن علی هردو عاشق زن زیبایی بنام اورینب شده بوده ودرپی بدست آوردن او باهم رقابت می کردند ولی سرانجام این حسین بن علی بود که برنده این رقابت عشقی- مالکی شد وتوانست اورینب را به جمع همسران خود بیافزاید!
تاریخ نویسان مشهورعرب براین عقیده اند که این بازندگی عشقی یزید بن معاویه به حسین بن علی بیشک در حادثه کربلا درکنار رویای خلیفه گری حسین بن علی بی تاثیرنبوده است....
درگفتار آتی به برملا کردن این دروغ ملاهای شیعه گری دراین باره که :: حسین بن علی به توصیه پدرش با زنی بنام شهربانو ( دختریزدگرد سوم!!!!!) ازدواج نمود! خواهم پرداخت وهم چنین به بازشکافی رخداد کربلا ادامه می دهم
تا آن زمان سبز باشید...................... سبز وآفتابی..................................... سپنتا
فرنودحسین بن علی فرزندخلیفه چهارم مسلملنان درباره ایرانی ها ( سفینه البحاروالحکام والاثار- حاج شیخ عباس قمی)
.... { ماازتبارقریش هستیم وهواخواهان ماعرب ودشمنان ماایرانی هاهستند- روشن است که هرعربی ازهرایرانی بهتروبالاتروهرایرانی ازدشمنان ماهم بدتراست! ایرانی ها رابایددستگیرکرد وبه مدینه آورد زنانشان رابفروش رساند ومردانشان رابه بردگی وغلامی اعراب گماشت..>..>...>> قابل توجه قمه کشان وسینه زنان وجامه دران برای حسین!
قبل ازورود به زندگی حسین بن علی اشاره کوتاهی داشته باشیم به زندگی وسرانجام حسن بن علی برادربزرگ حسین.
پس ازقتل علی بن ابی طالب طرفدارانش گردفرزندبزرگش حسن گردآمدند وقصدداشتند وی رابه جای پدربه کرسی خلافت بنشانند ولی حسن بن علی انسانی صلح جوبود وقصدرویارویی با معاویه برسرکرسی خلافت رانداشت ازاین رو خواسته طرفداران پدرش رانپذیرفت و درمقابل به پیشنهاد معاویه مبنی برپرداخت پنج ملیون درهم وهم چنین دوبخش ازبلوک های بصره به ایشان بجای جنگ گزینه صلح راپذیرفت وبا امضای پیمانی باوی مبنی براینکه پس ازمرگ معاویه خلافت درخانواده علی تداوم یاید خلیفه گری رابوی واگذار و باوی بعنوان خلیفه پنجم مسلمین بیعت نمود.
حسین بن علی برادرکوچک حسن برخلاف وی ستیزه جووتند خو وتشنه رسیدن به خلافت بود ولذا ازاین عمل برادرش ناخرسندگشته ولب با اعتراض گشود وحسن درمقابل اعتراض های حسین به اوگفت خاموش باشد ودرباره این صلح سخنی نگوید وگرنه تاانجام یافتن این صلح نامه اورابه زنجیرخواهد کشید* ( دکترطه حسین- علی وفرزندانش )
پس ازدرگذشت حسن بن علی معاویه برخلاف پیمانی که باحسن بسته بود مبنی براینکه خلافت را به خانواده علی واگذارکند شروع به بیعت گرفتن ازمردم ورهبران قبائل برای جانشینی فرزندش یزید بجای خویش برآمد واین عمل عهد شکنانه معاویه وهم چنین سرکوب وکشتارمردم کوفه که بیشترتمایل به خانواده علی داشتند انگیزه هایی شد تا حسین بن علی باجمع آوری لشگری (حدوددو هزارنفر) بسوی کوفه روان گردد تا بااستفاده ارناخرسندی مردم کوفه از معاویه آنها راجهت رودررویی باوی آماده نماید........ بهرروی آنکه تااینجا حائزاهمیت است اینست که برخلاف روضه خوانی هاوداستان سرایی های ملاهای شیعه گری حسین بن علی درراه کسب قدرت خلیفه گری اسلام راهی کوفه گردید.
شیخ طوسی در کتاب تلخیص کافی و سید مرتضی علم الهدی درکتاب تنزیه الانبیا هردو براین نکته تاکید دارند که حسین بن علی امید فراوانی به کسب بدست آوردن خلیفه گری مسلمین راداشت ودراین راه باتوجه به نارضایی مردم کوفه ازمعاویه فکر می کرد که قادرخواهد بود تا بالشگریان خود وبه پشتیبانی مردم کوفه به خلافت برسد.
دوستان خواننده همانگونه که توجه می کنید تا این مقطع ازتاریخ اسلام هیچ کجا سخن ازتئوری امامت نیست ودرهمه کتب اسلامی ومنابع بجا مانده سخن ازخلافت به میان آمده است ولی چرا ملاهای شیعه اصراربی پایه بر جااندازی تئوری شیعی امامت رادرتاریخ اسلام دارند مبحثی است که درنوشتارآتی بدان خواهم پرداخت.........
تا دنباله این نوشتار در جستارآتی سبز باشید........... سبز و آفتابی.............. سپنتا
ولتر:: معنی مذهب راهیچکس بهتراز آنانکه به قدرت خرد خود پشت کرده اند نمی فهمد.
شناخت اسلام وشیعه گری .. بخش یکم .. جستار دوم بازشکافی افسانه غدیرخم.
همانگونه که درنوشتار پیش خواندیم محمد پیامبراعراب قبل ازمرگ نه وصیت نامه ای نوشت ونه کسی رابجانشینی خود انتخاب نمود و بهمین دلیل بعدا ازمرگ ایشان نزدیکان- مشاوران وسران قبائل درمحلی بنام سقیفه بنی ساعده گرد هم آمدند و با مشورت باهم ابوبکر از نزدیکان باتجربه ومورد اعتماد ایشان را بعنوان اولین خلیفه مسلمین برگزیدند.
وعلی داماد پیامبر نیز ازاولین کسانی بود که بعدارسخن گفتن ازفضائل ابوبکر باایشان بیعت نمود
درتاریخ یعقوبی می خوانیم که شمارافرادی که طرفدار خلیفه گری علی بودند ازهفت نفرتجاوز نمی کرد چون علی جوانی بود که برخلاف ابوبکرازخلافت وکشورداری آگاهی وتجربه ای نداشت وازدگرسو ابوبکریار بسیار نزدیک ومورد اعتماد محمد بود وزمانی که محمد دربستربیماری بود ایشان (ابوبکر) رابجای خود برای برگزاری نماز به مسجد می فرستاد که این خود اشاره روشنی است که محمد ابوبکرراازدیگریارانش باتجربه تر ودانا تر می پنداشت.
افسانه غدیرخم ازنگاه شیعیان علی........
باتوجه به وجود گردهم آیی تاریخی سقیفه بنی ساعده وانتخاب ابوبکر بنام خلیفه اول مسلمین و درادامه انتخاب عثمان وعمربعنوان خلیفه دوم وسوم وبیعت علی بن ابی طالب با این سه خلیفه برگزیده بعد ها شیعیان علیرغم وجود این همه مستندات داستانی بنام غدیرخم آفرینشگری نمودند که بنابرآن هنگاهی که محمد مراسم حج الوداع رادرمکه بجای می آورد جبرئیل نزد او آمد واظهارداشت که الله دستورداده علی بن ابیطالب رابجانشینی خود برگزینی!!از همین رو محمد درراه بازگشت به مدینه درمحلی گودالی بنام غدیرخم دستوردار همراهانش جهاز های شترها رابرروی هم بگذارند وسپس خود روی آنها رفت وعلی راپیش خواند ودست اورابالابرد وگفت::: <*>هرکس مرامولای خود می داند ازاین پس علی را مولای خود خواهد دانست<*>.......!!!!!!!!
بدیهی است که این ادعا افسانه ملا پردازانه شیعیان بیش نیست چراکه بنابرهمه مستندات تاریخ اسلام محمد هیج گاه درزمان حیاتش به جانشینی انتخاب واشاره ننموده وهرگز درطول عمرش سخنی در باره جانشینی خودبرزبان نیاورده است جیمزهاستینگ درکتاب دائره المعارف مذهب واخلاق می نویسد برخلاف تمام احادیث وروایات شیعه هرگز ودرهیچ کجای تاریخ اسلام نشانی از غدیرخم و جانشینی علی بجای محمد وجود ندارد و لذا این یک افسانه بیش نیست.
بنابراین اگرازکناراین افسانه ملاهای شیعه گری بگذریم به دلایل زیر افسانه غدیرخم بی پایه واساس است.
الف- درصورتیکه محمد درزمان حیاتش کسی را بجانشینی خود برگزیده بود وجود گرد همایی سقیفه بنی ساعده لازم نبوده است
ب- از آنجا که محمد بنام پیامبراسلام خود را ازجانب الله معرفی نموده لذا ایشان نمی توانسته کسی را به جانشینی خود برگزیند زیرا ایشان خودرا آخرین پیامبر معرفی نموده است.
پ- درافسانه غدیر خم آمده است که عمر بعد از اعلام محمد مبنی براینکه علی جانشین اوست دست پیش آورده وبا وی بعنوان جانشین محمد بیعت نموده! و بااین وصف بی شک عمر که درگردهمایی سقیفه حضورداشته بایستی به همگان می گفت که من شاهدبودم که محمد علی رابه جانشینی خود برگزیده ولذا نیازی به رای گیری وجودندارد!!!
ت- اگر افسانه غدیرخم را وحی الله به محمد بدانیم چگونه پیروان و نزدیکان محمد این وحی الله رانادیده گرفته ووجود سقیفه بنی ساعده رالازم دانسته اند؟؟؟....
ابن هشام درکتاب سیرت محمد و محمد بن جریرطبری درکتاب تاریخ طبری هردو می نویسند که:: علی درروزآخربیماری محمد ازخانه محمد بیرون آمد ومردم دوراوراگرفته وازحال محمد جویا شدند وعلی گفت شکرالله حالش خوبست و سپس عبدالله بن مطلب علی را به کناری کشید وگفت من محمد رارفتنی می بینم وتمامی آثارمرگ رادرچهره اش می بینم ولذا دوباره شما پیش ا. برو وپرسش کن پس ازاوجانشین چه کسی خواهد بود؟؟ وعلی پاسخ داد: من هرگزچنین پرسشی از او نخواهم کرد زیرا اگرجانشینی خودرا ازما دریغ کند هیچکس دیگر بما روی نخواهد آورد.
بنابراین دلایل روشن افسانه غدیرخم یک داستان تخیلی ملاهای شیعه گری بیش نیست که در آن هیچ گونه رد پایی از حقیقت وجودندارد.................
درگفتار بعدی به داستان زندگی وسرانجام حسین بن علی فرزند علی بن ابی طالب خواهم پرداخت..
تا آن زما ن......... سبز باشید..................... سبز و آفتابی............... سپنتا
ولتر: معنی مذهب را هیچکس به اندازه آنهایی که به قدرت خرد ودرایت خود پشت کرده اند نمی فهمد.........
شناخت اسلام- بخش دوم ریشه های پیدایش شیعه گری- گفتار نخست.... سپنتا
بنا بر تمامی نوشته های تاریخ درباره زندگی محمد وسرانجام او ایشان درزمان حیاتش هیچ گاه کسی را به جانشینی خود برنگزیده است ولذا افسانه غدیر خم تنها یک تئوری آفرینشگری شده بوسیله شیعیان است که درمتن های آتی بدان خواهم پرداخت.
بهرروی بنابرنوشته تاریخ طبری هنگامیکه محمد از حجته الوداع بازمی گشت آثاربیماری جانکاهی دراوظاهرشد که درمدت کوتاهی منجربه مرگ وی گردید لذا چون محمد هیچ گونه وصیت نامه ای از خود بجای نگذاشته وکسی را هم به جانشینی خود انتخاب نکرده بود ازاین رو درنخستین روزهای درگذشتش اببو بکر وعمر واشراف وثروتمندان وشیوخ وروسای قبایل عرب وانصار درمحلی بنام سقیفه بنی ساعده گرد هم آمدند تا جانشینی برای وی برگزینند.
بنا برنوشته تاریخ طبری (جلد چهارم) ازقول عبد الله بن عبدالرحمن انصاری انصار سعدبن بنی عباده (رئیس طایفه الخزرج) را برای این مسئولیت پیشنهاد می نمودند ولی عمر به علت بیماری سعد با این پیشنهاد مخالف بود وبنابراین قرار شد جانشینی محمد در گرد همایی بنی ساعده مورد بررسی جمع قرار گیرد که درنتیجه تمامی شرکت کنندگان متفق القول با جانشینی ابو بکربجای محمد موافقت نمودند واز جمله علی بن ابیطالب که در آن جمع ازحق وفضیلت وسوابق ابو بکر سخن گفت و جزو اولین کسانی بود که پیش رفت وبا ابو بکربعنوان اولین خلیفه مسلمین بیعت نمود.
بنا به نوشته همه تاریخ نگاران اسلام ابو بکردرزمره نزدیک ترین ومورد اعتماد ترین دوستان ومشاوران محمد بشمار می رفت بگونه ایکه درزمان بیماری محمد ایشان ابو بکر را برای بجای خود جهت خواندن نماز و خواندن خطبه به مسجد می فرستاد.
بنا برنوشته تاریخ تاریخ طبری وفرق الشیعه نام علی بن ابی طالب (داماد محمد) درگرد هم آیی سقیفه بنی ساعده بعنوان جانشین محمد برای خلیفه گری مسلمانان هیچگاه مطرح نگردید زیرا علی درکنار جوان وکم تجربه بودن دربین مسلمانان پایگاه قابل توجهی نداشت لذا شان ومقام سه خلیفه اول مسلمین هم درنزد محمد درزمان حیات وهم بعد ازمرگ او دربین مسلمانان بسیار بیشتر ازایشان بود ولذا انتخاب ابوبکر وعمروعثمان را بعنوان خلیفه های اول ودوم وسوم مسلمین درهمین راستا باید ارزیابی نمود که بیعت علی با این سه نفراز جمله دلایل غیرقابل انکار این حقیقت تاریخ اسلام است....
نگرش شیعیان علی به جانشینی محمد.......... افسانه غدیرخم...
علیرغم این همه مستندات تاریخی درمورد انتخاب جانشینان محمد بعدها تئوری پردازان شیعه باخلق داستانی بنام غدیر خم ادعا کردند که محمد درزمان حیات خود درمیان جمعی از مسلمانان علی بن ابی طالب را بعنوان جانشین خود برگزیده است.!!!!!
در نوشتار آتی به باز شکافی این افسانه شیعی ( داستان غدیرخم) خواهم پرداخت.....
تا آن زمان سبز باشید................... سبز وآفتابی..................... سپنتا
باز خوانی سه
افسانه دینی............
الف- قربانی
کردن اسمائیل بوسیله ابراهیم>>>> افسانه ای از اوج بی احساسی یک پدر!
ب- مریم
باکره>>>> افسا نه ای خنده دار وضدعلمی وعقلی
پ- نوح وکشتی
او>>> افسا نه ای کهن که به کتابهای مذهبی راه یافت...................
یکم........
قربانی کردن پسربدست پدر..!!!
داستان های تلخ قربانی کردن افراد بخاطر خدا یگان ها به
یادمانده های ناباورانه قدیمی است که دردورانهای فوق جهالت وخودخواهی بشراتفاق
افتاده است وجالب اینجاست که تمامی این قربانیان ازمیان زیباترین دختران انتخاب می
گردیده اند!! که خود این نشان دهنده وجود منش زن ستیزانه درادوار فرارفته تاریخ
است...
درافسانه زندگی
ابراهیم می خوانیم که ایشان که درزمانه خود(دوران بت پرستی) درزمره افرادی بوده
است که بوجود خدایگان وبت ها اعتقادی نداشته و بوجودنیروبوجود نیرویی متافیزیکی
ایمان داشته است وشاید هم بدین دلیل درباور دین مداران ملقب به پیامبریکتاشناس
(حنیف) مشهورگردیده است.
بهرروی برطبق داستان
زندگی ابراهیم ایشان سالها پس ازگزینش همسر وزندگی مشترک ازداشتن نتیجه زندگی یعنی
فرزند محروم بوده ولذا به همین دلیل ایشان باخدای خود عهد می بندد که اگردارای
فرزندی شد آن نتیجه زندگی وحاصل سالها
آرزومندی اش را بخاطر تشکرازخدایش قربانی نماید ویا به کلامی روشن تر ذبح نماید(
سر فرزندش راازتنش جدا کند)
شاید درزمانهای بی
خردی وناآگاهی وجهالت انسان چنین تصمیمی نوعی سپاس مقدس!! به شمارمی آمده است ولیکن بابازخوانی این افسانه دینی درامروز ها یعنی دوران پختگی
انسان قبول چنین افسانه درد آوری دورازذهن و نا باورانه وغیرعاقلانه می نماید.
راستی چگونه ممکن است
کسی پس ازسالها آرزوی داشتنن یک فرزند پس ازرسیدن به آرزویش تصمیم به قربانی کردن
او بگیرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ودرهمین راستاست که
افسانه پردازان این داستان که خود این تصمیم ابراهیم را غیرعقلی تلقی نموده وبرای
ترمیم آن مجبوربه خلق داستان ظاهرشده یک کارد ویک گوسفند درنزدیکی قربانگاه
اسماعیل گردیده تا ایشان را ازجانب خدایش ازاین عمل نادرست بازدارند.!!!!
ونتیجه اینکه اینگونه
داستان های تخیلی دردنیای امروز فاقد هرگونه بن مایه عقلی بوده وتنها می تواند درردیف افسانه های جن وپری!! واژ دهای
هفت سر! ودیو سفید قرارگیرد!!
